|
|
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
زماني كه سختي ها فرا ميرسند از خودمان ميپرسيم كه چرا چنين ناگواريهايي در زندگي ما بايد وجود داشته باشند؟ وقتي از آن موقع ميگذريم و از زماني ديگر به آن نگاه ميكنيم ، با خود ميگوييم كه اگر چه سخت يا ناگوار بود اما درسهايي ياد گرفتم و خوشحالم كه بخوبي با شرايط روبرو شدم. اين ظاهر بسياري از ماجراهاي زندگي هر انساني است. اما در باطن و درون وقايع زندگي روند ديگري در جريان است. جرياني كه براي دريافتن آن بايد هشياري بيشتر از معمولي را بكار بگيريم. خداوند از خيلي پيشترها درباره اين سنت كه «آزمون الهي» نام دارد با انسان صحبت كرده. مثالها و مصداقهايي از آزمون انسانهايي كه در زماني ديگر زندگي ميكردند زده است. درباره امتحانات شاقي گفته كه ايوب(ع) از آن موفق بيرون آمده، درباره آزمون آتش كه ابراهيم (ع) از آن بسلامت بيرون آمد و... با اين وجود بيشتر ما بدون اينكه نزد خودمان اعتراف كنيم گمان داريم كه اين آزمونها به زمان ديگري و انسانهاي قديم تعلق داشته. آن را متوجه خود و خود را مواجه با آن نميبينيم ، در حاليكه شايد در همان لحظه چشم آزمونگري از درون روح خودمان ما را مشاهده ميكند و نگران عملكرد ما در آزموني است كه از آن بيخبريم. چرا خداوند انسان را ميآزمايد؟ وقتي خداوند كاري را انجام ميدهد قصدها و اهدافي كه عملي شدن آن را در نظر دارد ، با وقتي كه انساني كار مشابهي را انجام ميدهد بسيار متفاوت است. انسان هر وقت دم از آزمون و محك ميزند قصدش روشن شدن ماهيت و استعداد كسي نسبت به موضوعي است. انسان محك ميزند كه عيار را بداند. ميزان خلوص و در نتيجه اندازه ارزش چيزي را دريابد. اما خداوندي كه خودش خالق همه چيز و عالم بر همه چيز است اگر ميزان و محك را به ميدان ميآورد هدفش پر كردن خلاء دانش خود نيست ، چرا كه اصلا خلائي در اين باره در وجودش راه ندارد. آزمون الهي ، اگر چه چيزي را به دانش خداوند اضافه نميكند ، اما به عكس آزمونهاي انساني بيشترين نتيجه را براي خود آزمون دهنده يعني انسان دارد. اول اينكه خداوند قصدش از خلقت آشكاري است. آشكاري حقيقت جلال الهي و به فعليت درآمدن استعدادها و روحي كه در درون انسان به وديعه گذاشته. همان امانتي كه آسمان و زمين بار آن نتوانستند تحمل كنند و انسان آنرا پذيرفت و اكنون آشكار كردن و به فعليت آوردن آن مسئوليت اوست. آزمون الهي زمينه را براي آشكاري حقيقت وجودي انسان آماده ميكند. دوم آنكه آزمون آشكار ظرفيت وجودي هر كسي را ميكند بعد ازاين آشكاريست كه ميتوان بر او قضاوت كرد. وقتي كه كسي نيرويي دارد و آن را بكار نميگيرد نميتوان بر او قضاوت كرد، حتي اگر بدانيم كه نتيجه اين آزمون چيست عدالت اين است كه بايد آزمون عملي شود و بعد قضاوت انجام شود. امير مؤ منان علي (ع) در اين باره مي فرمايد: گرچه خداوند به روحيات بندگانش از خودشان آگاهتر است ولي آنها را امتحان مي كند تا كارهاي خوب و بد كه معيار پاداش و كيفر است از آنها ظاهر گردد.[1] سوم اينكه فرد آزمون شونده اگر هشياري خود را بكار گيرد ، آزمون را بهترين فرصت براي شناخت وضعيت و ظرفيتهاي بالفعل خود خواهد يافت. آزمون فرد را نسبت به وضعيت خودش آگاه ميكند و با اين آگاهي است كه او ميتواند در جهت رفع نقص ها و خلاءها تصميم بگيرد و قدميبردارد. اما زمينههاي تعالي روحي انسان از راههاي گوناگوني قابل دستيابي است و يك راه آن پاك شدن از اشتباهات خود و اثرات منفي اياست كه اعمال خودمان برايمان ايجاد كرده. چهارمين قصدي كه در وراي آزمونهاي الهي وجود دارد خنثي كردن بديها و اثرات منفي اعمال خودمان است كه آنها پاك نميشوند مگر اينكه براي جبران آنها سختي بكشيم. آزمونها اكثرا دشوارند و انسان را به چالش ميكشند ، و با اين سختي كه بر ما هموار ميكنند شرايط مناسب براي پاك شدن ما از گناهان و بارهاي منفي خودساخته را فراهم ميكنند. درست مثل ورزش سنگيني كه با به زحمت انداختن جسم ، سموم بدن را واميدارد كه از طريق تعريق دفع شوند و جسم را سالمتر بجا بگذارند. خداوند در قرآن ميفرمايد: او آنچه را شما در سينه داريد مي آزمايد تا دلهاي شما كاملا خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است.[2] گفتيم كه آزمون لازمه قضاوت است و اضافه ميكنيم : آزمون و قضاوت مقدمه پاداش و جزا هستند. در جريان آزمون تلاش براي برد و باخت در آزمون مهمترين چيز است اما در پايان آزمون ما برندگان و بازندگاني داريم. اين مسابقهايست كه انسان با سرنوشت خود در ميدان آن ميجنگند. گاهي انسان ميتواند با رفتار مناسب ، هوشياري يا تلاش بر سرنوشت غيرمحتوم فائق شود و چرخ سرنوشت را به نفع خود به گردش در آورد.
[1] و ان كان سبحانه اعلم بهم من انفسهم و لكن لتظهر الافعال التى بها يستحق الثواب و العقاب . [2] آل عمران 154
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تمامی حقوق برای نشریه الکترونیکی دیدگاه محفوظ است.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||