|
|
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آزمونها نعمتاند به عكس آنچه كه اكثر ما درباره آزمونها گمان داريم (و اين گمان به دليل تمايل تمام نشدني ما به راحتي است) آزمونها زمانهاي بدبياري زندگي ما نيستند. در حقيقت آزمونها براي كسي كه در مسير حق محكم و استوار است نعمت محسوب ميشود. بطوريكه برخي از بزرگان از خداوند درخواست ميكردند كه آنها را بيازمايد. داوود (ع) چنين دعا ميكند : « اي خداوند مرا امتحان کن و مرا بيازما. باطن و قلب مرا مصفّي گردان. »[1] همانطور كه قرآن هم به اين معنا اينطور اشاره ميكند:« او آنچه را شما در سينه داريد مي آزمايد تا دلهاي شما كاملا خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است.»[2] پس خالص كردن دلها يكي از امتيازاتي زمان آزمون است. امتياز ديگري كه در زمان آزمون در دسترس قرار ميگيرد امكان علو درجات باطني است. ميدانيم كه هر بندهاي در نزد خدا درجهاي از نزديكي دارد. بعبارتي شخص بواسطه اعمالش به جايگاهي از آگاهي سوق داده ميشود كه در آن جايگاه امكان درك و دريافت بيشتري نسبت به خداوند و نشانههاي خدا دارند. اين امكان درك وجهي از اين تقرب و نزديكي است. در اين حالت شخص گويي پلهاي از كمال را طي ميكند كه او را در جايگاه برتري قرار ميدهد. آزمونهاي باطني روندي است كه رسيدن به اين جايگاه بالاتر را ممكن ميكند. بعنوان شاهد اين موضوع ميتوانيم به احاديثي اشاره كنيم كه بيانگر همين محتواست. در روايات آمده است كه براي مؤمنان مراتبي است كه نمي توان به آن ها رسيد مگر به سبب تحمل سختي و بلا ، همانطور كه امام حسين(ع) پيامبر(ص) را در خواب ديد، و حضرت به او فرمود:" براي تو در بهشت درجه اي است كه به آن نمي رسي مگر با شهادت".[3] برخي از آزمونها فرد را با بن بستي ظاهري مواجه ميكند و در اين وضعيت امكان تغيير جهت كلي در زندگي يا مواجهه با خويشتن ميتواند رخ دهد. اين هم يكي از نعمتهايي است كه در خلال آزمونها براي انسان ممكن ميشود. پيتر كينگزلي در مدح لحظات سخت و بن بستهاي زندگي چنين ميگويد: «اگر بخت يارت باشد در بعضي از مراحل زندگي به بن بست كامل خواهي رسيد. به روايتي ديگر هر گاه بخت يارت باشد به يك چهارراه ميرسي و ميبيني كه سمت چپ به جهنم ميرسد، سمت راست به جهنم، مستقيم به جهنم و به هر سويي كه بچرخي راه تو به طور كامل و مطلق به دوزخ ختم خواهدشد. همه راهها به دوزخ ختم مي شوند و راهي براي خروج وجود ندارد، هيچ كاري نميتواني بكني ، ديگر هيچ چيز تو را راضي نميكند و آن وقت است كه اگر آماده باشي ، آغاز ميكني به كاري كه همواره در آرزويش بودهاي اما هرگز نميدانستي و آن كشف درونست. و اگر بخت يارت نباشد؟ اگر بخت يارت نباشد، تنها هنگام مرگ به اين مرحله ميرسي. و اين چشم انداز زيبايي نخواهد بود. چون چيزي را خواهي خواست كه ديگر نميتواني داشته باشي.»[4]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تمامی حقوق برای نشریه الکترونیکی دیدگاه محفوظ است.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||