|
|
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
چرا آزمونها را جدي نميگيريم؟ كمتر انساني آزمونهاي زندگي خود را جدي ميگيرد و اين از يك مقايسه ساده با امتحانات معمولي درسي قابل تشخيص است. بطور مثال كسي كه براي كنكور اماده ميشود كنكور را يك آزمون واقعي ميداند كه بايد از آن موفق عبور كند. چنين كسي ادامه زندگي خود را منوط به موفقيت در كنكور ميداند و در نتيجه بشدت متوجه آن است و تلاشهايش را معطوف به آمادگي براي آن ميكند. او براي موفقيت در كنكور وقت ميگذارد ، برايش اهميت قائل است و نگران نتيجه آن است. براي موفقيت در آن حاضر است هزينه پرداخت كند، چه مالي و چه انرژي و وقت. براي آن حاضر است از تفريحات و سرگرميهاي خود بگذرد يا آنها را محدود كند. اگر بداند چيزي يا كاري موفقيت او را تضمين ميكند سعي ميكند به آن اقدام كند. اگر در آن مردود شود بشدت متاثر ميشود و اگر قبول شود بشدت خوشحال ميشود. او اگر موفق شود به موفقيت خود افتخار ميكند و اگر مردود شود خود را سرزنش ميكند. اما كداميك از اين كارها را براي آزمونهاي زندگي خود انجام ميدهد؟ چقدر زمان و انرژي براي آن ميگذارد؟ چقدر نگران نتيجه آن است و نتيجهاش براي او مهم است؟ اصلا چقدر باور دارد كه اين آزمون وجود دارد و در زندگي و حيات او نتايج قاطع و تعيين كننده دارد؟ اما اينكه چرا اينقدر در برخورد با اين دو پديده تفاوت ديده ميشود؟ اول اين كه تربيت و القاي جامعه تعيين كننده چيزهايي است كه ما به آنها اهميت ميدهيم. آزمون الهي و جديت آن براي اكثر مردم جانيفتاده و عجيب نيست كه جايگاهي در ذهن بسيار از مردم نداشته باشد. به عكس امتحاني مانند كنكور جايگاه خودش را در زندگي انسانها تحكيم كرده است. دليل ديگر اين است كه انسان بصيرت كافي براي درك اهميت آزمونهاي الهي ندارد. اگر هم جامعه اين تربيت را به او نداده ، او خودش هم در راه كسب آن اقدام موثري نميكند. او درباره نعمتهايي كه از طريق قبولي در آزمونها برايش ممكن ميشود يا نقمتها و بلايايي كه از طريق مردود شدن در آزمون گربيانگيرش ميشود ، چيزي نميداند. اين يك نگاه ظاهر گراست كه القاي جامعه است. نگاهي كه همه چيز را با معيار ملموس و محسوس بودن ميسنجد، و اگر نتيجه و سود هر كاري برايش محسوس نباشد بلافاصله آن را از اولويت توجه خود خارج ميكند. تاسف اينجاست كه انسان امروز آنقدر بصيرت ندارد كه به حرف بزرگان هم به اندازه كافي توجه كند. متاسفانه موضع اكثر انسانهاي امروز اين است كه تا وقتي كه بلايي به سرشان نيامده نوعي حالت سركشي و عناد دارند. حرف بزرگان خصوصا مربوط به زمانهاي قديم را كمتر قبول دارند. اگر هم در ظاهر با آن مخالفتي ابزار نميكنند اما در باطن هم چندان حساب جدي روي آن باز نميكنند. از اين بدتر اينكه كلام خدا را هم كسي جدي نميگيرد. ضمن اينكه كلام خدا بايد فهم شود تا به زندگي وارد شود و تاثير لازم را داشته باشد. خدا در قرآن بيش از بيست مورد درباره آزمون صحبت كرده و مثالها و داستانهاي متعددي درباره آزمونهاي زندگي گذشتگان زده است. اگر از بسياري افراد بپرسي كه به آزمون ايمان دارند؟ جوابهايي كه ميدهند چندان با هم متفاوت نيستند. بسياري از جوانان و نوجوانان مدرن زده ممكن است حتي اين اصطلاح را نشنيده باشند يا قبول نداشته باشند. حتي شايد علاقه اي به شنيدن و دانستن ان هم نداشته باشند. ميزان تاثير اين موضوع در زندگي چنين شخصي صفر درصد است. نداشتن علاقه و باور و مسائل معمول جوانان از عوامل اين عدم توجه در اين دسته است. بخشي از جوانان كه در خانواده هاي مذهبي رشد كرده اند ممكن است در حد يك اعتقاد كلي به آن باور داشته باشند. ميزان تاثير اين موضوع در زندگي چنين شخصي ناچيز است. و كمبود علاقه و باور و مسائل معمول جوانان در اين دسته از جوانان هم مهمترين عامل بيتوجهي به اين موضوع را تشكيل ميدهد. درباره ميانسال ها و مسن تر ها هم شايد بعنوان يك امر عقلاني و منطقي يا برحسب تجربه زندگي به آن باور داشته باشند اما اين باور انقدر قوي نيست كه تاثير عميقي در زندگي و عملكرد انها بگذارد يا موجب تغيير نگاه شخص و موضعيگيرهايش در رويدادهاي زندگي شود. تنها يك ذهنيت است كه با عينيت فاصله قابل توجهي دارد. ميزان تاثير اين موضوع در زندگي چنين كساني اندك است. زيرا كمبود علاقه و باور و مشكلات و مسائل افراديكه وارد زندگي شده اند به آنها اجازه دقت و تامل كافي در موضوع را نميدهد. همه اين كم باوريها و بيتوجهي ها موجب عدم توجه به رويدادهاي زندگي بعنوان آزمون شده و به پيرو آن موجب مردود شدن شخص ميگردد.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تمامی حقوق برای نشریه الکترونیکی دیدگاه محفوظ است.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||