|
|
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
شدت ابتلاي مومنين و بزرگان در دنيا چند نوع سختگيري وجود دارد. يك نوع كه بيشتر شناختهشده است ، سختگيري با نيت به سختي انداختن و صدمه زدن است كه معمولا حاكي از نوعي حس انتقامجويانه و تقابلگرايانه است. در اين نوع سختگيري شخص براي اينكه حس تلافيجويانه خود را ارضا كند با استفاده از امكانات يا سلطه خود بر شرايط ، وضعيت را بر كسي كه مورد نظرش است تنگ ميكند و او را به سختي مياندازد تا به اصطلاح دق دلي خود را از اين طريق خالي كند . اما سختگيري هميشه حاكي از اين حس نيست. گاهي احساسات يا نيازهاي ديگري باعث اين ميشوند كه شخصي سختگيري كند. اما در بين انواع سختگيري ، نوعي خاصي وجود دارد كه خالي از هر حس تقابل جويانه يا هر حس ديگري كه رويكرد شخصي داشته باشد است. اين نوع سخت گيري را ميتوان به سخت گيري يك مادر مهربان با فرزند خردسال خود به دليل تربيتش مثال زد. نوعي سخت گيري از سر عشق و خيرخواهي كه نسبت به ديگر انواع آن نادرتر است. گاهي ممكن است سخت گيري يك مادر مهربان آنقدر جدي باشد كه كودك در محبت مادر نسبت به خود شك كند. اين مشابه همان حالتي است كه مردم اين زمانه نسبت به آزمونهاي خداوند دارند. آنها اكثرا امتحانات و ابتلائات زندگي خود را يا بي ربط به خداوند ميدانند و يا آنها كه نظر خداوند در اين باره دخيل ميدانند گمان به سخت گيري بي دليل او ميكنند. خصوصا كه انسان نسبت به اشتباهات و ضعفهاي خودش نابيناست و كمتر گمان ميبرد كه كاري كرده باشد كه مستحق سختي باشد. اما اين امتحانات در نظر مومنين و بزرگان مانند نعمت الهي هستند. حضرت اميرالمؤمنان(ع) در اين باره ميفرمايد: هرگز نگوئيد «اللهم اني اعوذ بك من الفتنه» كه الهي از فتنه و بلا به تو پناه ميبرم، بلكه بگوئيد: «اللهم اني اعوذ بك من مضلات الفتن» خدايا از فتنههاي گمراه كننده به تو پناه ميبرم؛ كه مبادا موجب كاهش مراتب معنوي گردد.[1] پيامبر اكرم(ص) در باره اين موضوع ميفرمايد: به راستي خدا بنده مؤمن را به بلايا ياد ميكند، همچنان كه در مسافرت، آدمي اهل و عيالش را به هديه ياد مينمايد.[2] چرا شدت ابتلاي مومنين و بزرگان بيشتر است؟ در يك كلاس درس معلمي كه با چندين شاگرد سروكار دارد و به آنها درس ميدهد ؛ سعي ميكند توجه بيشتري را نسبت به شاگردان جدي تر و مستعدتر نشان دهد. ممكن است آنها را تشويق كند يا نظارت بيشتري بر كار آنها داشته باشد. حتي ممكن است كه به آنها بيشتر سخت گيري كند؛ سخت گيري خاصي كه عين تشويق است. معلم اميد بيشتري به اين شاگردان برجسته دارد بنابراين سطح انتظارش نسبت به آنها بالاتر ميرود. ديگر همه حركتها و سهل انگاري ها از آنها پذيرفتني نيست و اگر اتفاق بيفتد رابطه بين معلم و اين شاگردان تيره ميشود. درباره خدا و انسان هم همين تمثيل برقرار است. هر قدر بندهاي در اثبات بندگي خودش جدي تر باشد امتحانات و توجهات نسبت به او خاصتر يا حتي مشكل تر ميشود. هدف پرورش انسان است و اين با بيدار تر كردن انسان متحقق ميشود. انسان بايد آگاه شود و اين روند كسب آگاهي معمولا بر اساس هشياري او نسبت به ضعفها و كاستي هايش متحقق ميشود. از اين گذشته در جريان آزمونهاي الهي اتفاقاتي ميافتد كه برآيند آن (اگر شخص بدرستي رفتار كند) نزديك شدن گام به گام به خداوند است. از جمله اينكه در جريان آزمونها تعلق فرد نسبت به دنيا و اسباب آن كمتر ميشود و در مقابل توجه و اتكاي بيشتر به خداو ند را ميآموزد. براي بزرگان و مومنين جريان آزمون با جريان پيشرفت و قبولي همراه است. اين مانند درسي است كه هر قدر شخصي بيشتر به آن تسلط داشته باشد در قدمهاي بعدي ناگزير است كه با اشكال جدي تر و تخصصيتر و حساس تر آن مواجه ميشود. از امام صادق(ع) آمده است كه همانا بزرگي مرد به بزرگي بلايي است كه به او مي رسد؛ و خداوند قومي را دوست نمي دارد، مگر اين كه آن ها را مبتلا نمايد. سماعه به نقل از امام صادق(ع) گفت كه آن حضرت از امام علي(ع) فرمود:" همانا در كتاب علي(ع) آمده است كه همانا سخت ترين مردم از لحاظ بلا پيغمبران اند. سپس جانشينان آن ها. پس نيكوكارتران و نيكوكارتران؛ و همانا اين گونه است كه مؤمن به اندازه كارهاي نيكويش مبتلا مي گردد. پس هر كس كه دين او درست و كار او نيكو باشد، بلاي او هم سخت خواهد گرديد، و اين بدان خاطر است كه خداوند متعال دنيا را نه ثوابي از براي مؤمن قرار داده و نه مجازاتي براي كافر؛ و كسي كه دينش اندك و عقلش ضعيف است، بلاي او هم اندك خواهد بود، و همانا سرعت بلا به سوي مؤمن پرهيزكار تندتر از باران به سوي آرامگاه زمين است." از امام صادق(ع) آمده است كه همانا بزرگي مرد به بزرگي بلايي است كه به او مي رسد؛ و خداوند قومي را دوست نمي دارد، مگر اين كه آن ها را مبتلا نمايد.
[1] سفر به كعبه جانان. ج.1 برگرفته از http://besouyenoor.blogfa.com/ [2] «ان الله تعالي يتعاهد المؤمن بالبلايا كما يتعاهد الرجل بالهديه من الغيبه». سفر به كعبه جانان. ج.1
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تمامی حقوق برای نشریه الکترونیکی دیدگاه محفوظ است.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||